تبليغاتX
ارتش آتشین

وبلاگی برای طرفداران پرسپولیس زلزله!

 باز هم شیری برخواست و غرید
باز هم برای رقیبان یکی شاخ و شانه کشید

دوباره غرشی وهمناک در بیشه طنین انداخت

دوباره برق پنجه ای چشم دشمنان را کور کرد

سلام.

میخواستم به خاطر برنده شدن پرسپولیس یه آپ طولانی کنم و اولاشو هم نوشتم خیلی تو جو بودم تا این که یکی حالمو نافرم گرفت رفتم تو دپ!شرمنده همتونم!

بردمون رو تبریک میگم و امیدوارم همین روند صعودی رو ادامه بدیم.

چاکر همتون

آرمینا پرسپولیسی!

راستی میخواستم دو سه تا عکس براتون بذارم ولی متاسفانه سرعتش پایین بود وقت نشد.شرمنده همتون!

|+| نوشته شده توسط آرمینا پرسپولیسی در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 ساعت 10:3 بعد از ظهر |
 بازگشت آرمینا پرسپولیسی!
ذوق نکنین!دست نزنین!اوا شرمنده میشم نکنین این کارا رو!وای مرسی گل!دمت قیژ!به محدثه جون!از اونورا صدای حدیث میلانی رفیق قدیمیمون میاد!دو سه نفر هم انگار ناخالصی این وسط مسطان!اون علیرضا کیه؟ اس اسه؟ شوتش کنین بیرون باو!اینجا وبلاگ آرمینا پرسپولیسیه!چیه تا من رفتم همتون دم در آوردین کوچولو ها؟آخی الهی گریه نکنین برین تو وبلاگای خودتون لنگ بندازین اینجا فقط جای آرمینا پرسپولیسی و رفقای اتیشیشه!بفرما بیرون داوش من!

میگن شیر که پیر شد موش با دمش بازی میکنه خبر ندارن اینا که آرمینا هنوز با قدرت پشت پرسپولیسش ایستاده.براش فرقی هم نداره ببره یا ببازه!خود پرسپولیسو عشقه!

پرسپولیس

 

اول بشی

 

آخر بشی

 

عاشقتم!

خب دیگه بسه خودتونو لوس نکنین!اه اه!برید اونور تفی شدم از بس بوسم کردین!(من نمونه یک انسان پرروئم نه؟!سعی کنین تحملم کنین!)

خب چه خبرا؟چیکارا میکنین؟دلم برای تک تکتون تنگ شده بود!من دوباره برگشتم!یه مدت اینجارو ول کرده بودم به دلایل مشکلات کوچیکی که داشتم ولی بعد دیدم دلم برای همه این سادگیا،همه این رفاقتا و همه این دوست داشتنا و همه این کامنت دادنا تنگ شده.دیدم که چقدر خوش میگذره اگه چند لحظه فارغ از همه دعواها و درگیری ها فقط و فقط بشینی به فوتبال و نتایجش فکر کنی و بزرگترین غصه ات باخت تیمت باشه و با ورود یه گل ناقابل تو دروازه حریف ذوق کنی!همین شد که برگشتم و تا اونجا که در توانم باشه تلاش میکنم دیگه این وبلاگ رو نبندم!خیلی دلم براش تنگ شده بود!

خب دیگه باید آپم رو تموم کنم تا به همه رفقا خبر بدم که من برگشتم!

تا بعد

چاکرتون آرمینا پرسپولیسی!

 

|+| نوشته شده توسط آرمینا پرسپولیسی در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 6:10 بعد از ظهر |
 قهرمانی نیم فصل مبارکت باد!
سلامی به داغی آتش پرسپولیس به همه پرسپولیسیای مشت هزار آتیشه!

بر و بچه های گل و گلاب بهترین خبری رو که بعد از قهرمانی میتونم بهتون بدم اینه که:

قهرمانی نیم فصل ما تضمین شد!

با باخت مفتضحانه سپاهان در برابر سایپا قهرمانی نیم فصل ما تضمین شد.در حالی که آبکی ها دارن اون ته مه های جدول دست و پا میزنن ما داریم تو آسمونا سیر میکنیم.به همتون این قهرمانی رو تبریک میگم  امیدوارم با قهرمای اصلی تو ادامه فصل کامتون شیرین بشه.

در ادامه میرسیم به این که چرا من اینقدر دیر به دیر اپ میکنم.حقیقتش من مودم اصلیم سوخته و همین الان هم دارم از مدرسه این آپ رو میکنم بنابراین به دلیل ضیغ(؟) وقت کلا از همه جماعت بچس با مرام پرسپولیسی معذرت میخوام که اینقدر نامردی میکنم.ایشالا بعد از امتحانا مخ بابامو میزنم که بره بلکه به امید خدا در پناه حق این مودم گور به گور شده رو درستش کنه!بگین آمین!!

الان هم مجبورم آپم رو کوتاه کنم چون باید بیام به وبلاگ تک تکتون سر بزنم و خبر آپیدنم رو بدم و اگر همین الان تمومش نکنم وقت نمیکنم که براتون کامنت بذارم.شرمنده اخلاق ورزشی همتون!روی ماه تک تکتون رو میبوسم از دوووووووووووورررر!

فدای خاک پای همه پرسپولیسیا،

چاکرتون آرمینا پرسپولیسی!

پ.ن:حیف شد میخواستم برای قهرمانی نیم فصل یه آپ طولانی بکنم حیف که وقت نشد.ایشالا بعد شکست دادن ۳پایان!

:دی

فعلا بای!

|+| نوشته شده توسط آرمینا پرسپولیسی در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 10:22 قبل از ظهر |
 سینه ای ستبر برای قهرمانی...
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااممممممممممممممممممممممممممممممممممم به همه پرسپولیسیای نمره بیست و درجه یک که قربون تک تکشون برم الهی دلم براتون قدر یه آنزیم شده بود از بس نیومد و ندیدمتون!ببخشید این معلمامون هم ما رو گیر و آوردن هر وقت که میتونن و نمیتونن امتحان میگیرن.یه معلم داریم خدا نصیب گرگ بیابون نکنه!بابا مانور زلزله بود ول کن قضیه نبود!!میگفت نه صبر کنین این امتحان رو بگیرم بعد برید پایین!عمق فاجعه رو درک میکنین؟!!

بگذریم!

میرسیم به عشق اصلی هممون که چیزی یا کسی نیست جز:

ارتش آتشین!

میبینم که ارتشمون همینطوری داره میره و میره و میره و هنوز هم هیچ تیمی زورش نرسیده و نمیتونه متوقفش کنه!واقعا که همه انگشت به دهن موندن!نمیدونن این تیم بازیکناش پله و مارادونان یا سرمربی لیپیه!موندن که وقتی با این تیم بازی دارن چه خاکی تو سرشون بریزین!!مگر این که بعضی تیم ها(اهم اهم!)به زور داور و خوش شانسی تو دقایق آخر یه گل بزنن...

واقعا آدم میمونه که چرا این کمیته داورا اینقدر سعی دارن باعث باختن پرسپولیس بشن و جالب این که موفقم نمیشن!!

و جدا آدم میمونه که چقدر این قطبی آقا و مودب و خوش برخورده.رفتار و گفتارشو بعد بازی دیدین؟با این که حتی تماشاگرا هم دیدن که پنالت نبود بازم قطبی خیلی مودبانه گفت:من چیزی ندیدم.همیشه نیمه پر لیوان رو میبینه و من هرگز به یاد ندارم که در مورد تیم حریف یا داوری یا تماشاگرای حریف حرفی زده باشه.تلاش خودشو میکنه زورشو میزنه اگه موفق شد کار خودشه نشد هم کار خودشه.نه میگه دفاع کردن نه میگه داوری بد بود نه میگه تماشاگرا بی تربیت بودن و نه هیچ چیز دیگه.کلا خیلی مرد آقا و با فهم و شعوریه.

از این موضوعات هم که بگذریم میرسیم به متن حماسی من در مورد پرسپولیس که در خدمت شماست؛این شما و این هنرمایی آرمینا پرسپولیسی:

سینه ای ستبر برای قهرمانی.

باز هم تو برخواسته ای.چون شیر غران و قدرتمند.پنجه کشیده ای و یال میتکانی.مغرورانه پیش میروی.میغری و پنجه میکشی و چهره متکبر خود در جام برانداز میکنی.

سینه ستبر کرده ای و نگاه راسخت را تنها بر جام دوخته ای.یالهایت زیبایی وحشی دارند و چشمانت غروری ناشکستنی.پنجه ات درخششی دهشتناک دارند و همین که حضور دیگر شکارچیان را حس میکنی با غرشی آمرانه آنها را از جام دور میکنی.جز تو کیست آن که شایسته نیگاه کردن به جام باشد و غیر از تو کدام روباه حیله گر است که لایق باشد حتی نیم نگاهی به درخشش جام انداختن؟

این تویی.شکار مشخص است.جام.شکارچی کیست؟بی شک شیر غران بیشه.سینه ستبر کرده ای.یال برآشفته ساخته ای و پنجه تیز نموده ای.تلالو نیمرخت در جام شاهانه است.

تو.تویی که برازنده پنجه انداختن بر جام هستی.تو که قلب شیر داری.برو.بتاز.بجنگ و بیرحمانه قلع و قمع کن.پنجه بینداز و بِدَر.برو و فراموش مکن که:

شیر شیر است گرچه پیر است.

نگذار از یاد ببرند که پرسپولیس اگر چه به نام پیروزی تغییر نام داده لیکن هنوز هم همان قلب پیروزیخواه در وجودش میتپد...

فعلا تا بعد.

چاکرتون آرمینا پرسپولیسی.

|+| نوشته شده توسط آرمینا پرسپولیسی در یکشنبه هجدهم آذر 1386 ساعت 8:31 بعد از ظهر |
 چه میکنه این داش محسن ما!
سلام به همه رفقای گل و گلاب پرسپولیسی

چطورین خوبین؟امیدوارم که بعد بازی پرسپولیس سکته نکرده باشین.من یکی که به شخصه دور تا دور خونه رو دوییدم جیغ میکشیدم گــــــــــــــــــــــــــــــــــــل!تعدادی اس تق لالی که خونه ما بودن خون خونشونو میخورد ها!عجب ابزی ئی بود!عجب بازی ئی!چه گلی زد!باز هم اون مرادی ******(به علت عدم علاقه به فیلتر شدن وبلاگ از نوشتن فحش مورد نظر معذوریم!)بوقید تو تیم ما رفت!من نمیفهمم این مردک چه خصومتی با پرسپولیس و بر و بچه هاش داره که هر دفعه میاد گند میزنه به تیم میره.پنالتی جلوی چشمای کورش اتفاق افتاد ولی باز هم نگرفت.مرادی جون این سپاهان رو ببین عبرت بگیر.آه پرسپولیسی جماعت میگیره ها!ببین کی گفتم.اون از بازی فینال جام حذفی که مفت مفت برد رو دو دستی تقدیمشون کردی و اینم از این بازی که البته خدا رو شکر به دلیل قلب شیر پرسپولیس نتونستی کاری از پیش ببری.

عجب بازی ئی بود!من که داشتم سکته هه رو میکردم.کم مونده بود از لوستر آویزون شم!!باور نمیکردم تو وقت اضافه وقت اضافه گل بزنیم.دلیلشو میخواین؟آرمینا پرسپولیسی و متنای حماسیش در خدمت شمان:

به تو که نباختن را باور کردی،ای زلزله...

باز هم نباختی.باز هم نباختی چون باور داشتی میتوان برنده شد،میتوان نباخت و میتوان با قلب شیر بازی کرد.

معادلات را بر هم زدی.گفتند فوتبال نود دقیقه است ولی تو فراتر رفتی و در دقیقه ۹۴ به گل رسیدی.از آن بالا به عالم و آدم دهن کجی کردم که ببینید!این منم!پرسپولیس مقتدر!صدرنشین زلزله!مرا ببینید!

باور داشتی که میتوان بر علیه داور جنگید.باور داشتی که میشود جاودانه شد،میشود قهرمان شد بی آنکه داور لطفی بکند.باور داشتی که میشود تپید،زنده ماند،جنگید و پیروز شد!

تو اینها را باور کردی ارتش آتشین.

باور کردی که میشود سوزاند و گر نگرفت.باور کردی که میتوان اسطوره ای شد فراتر از اسطوره ها.باور کردی که میشود اسطور شکن شد.تو ای پرسپولیس ارتش سرخ آسیا!

باور کردی میتوان معادلات را بر هم زد،میتوان به شانس هم خندید و میتوان حاکم مطلق زمین داور را به سخره گرفت.

یاد گرفتی که قدم قدم تا پیروزی،همدل و همیار میتوان شد.میتوان ستاره را خاموش کرد و خورشید را سوزاند،میتوان قهرمان شد.

فهمیدی که قهرمانی شاید دو قدم آنسوتر است.میتوان بر پر و بال دیگر تیمها کوبید و جلو رفت.میتوان آن دو قدم را رفت.

فهمیدی که اگر بروی،اگر عزم رفتن کنی بخت لبخندت میزند و شانس خوشنود از ارده قویت به یاریت خواهد شتافت.

فهمیدی ترسیدن و نرفتن ننگیست بزرگتر از ناتوانی در به پایان رسانیدن راه.

تو باور کردی که نمیبازی.پس نخواهی باخت.

دانستی که دل شیر داری،پس قدرتمند خواهی بود.

فهمیدی میتوان قهرمان شد پس...

تو قهرمان این لیگ هستی ارتش آتشین زلزله!

فعلا تا بعد قربون صفای همتون.

چاکرتون آرمینا پرسپولیسی!

|+| نوشته شده توسط آرمینا پرسپولیسی در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 ساعت 6:44 بعد از ظهر |
www.arezoo17.blogfa.com < onLoad and onUnload Example

قالب و كدهاي جاوا >
*
*
*
*

<